|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
سلام!
دوبیتی دلم که البته خیلی جدید نیست...: خداوندا بگو باران ببارد به هر جای دلم یکسان ببارد مبادا گوشه ای بی آب ماند مبادا یک طرف طوفان ببارد! و غزلی: مرا برای شکستن به خود رها نکنید برای زنده ی من مرثیه به پا نکنید من آن ترنم اندوه و زاده ی دردم جنین تازه ی دل را زمن جدا نکنید پرنده ها همه جا آشیانه می سازند به این پرنده ی روحم شما جفا نکنید اگر برای شب خود ستاره می خواهید دو چشم بی رمقم را خطا فدا نکنید شما که دل به امید بهار نسپردید مرا برای تغزل دگر صدا نکنید..... راستی خیلی غرق خودم شدم..یادم رفته بود ها...روز زن و روز مادر مبارک!
[ ۱۳۸۵/۰۴/۲۶ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
سلام!
بعد از یه دوره ی کم کاری با غزلی اومدم که تقدیمش می کنم به(نینا)ی عزیزم...دوست خوبی که دنیایی پر از عشق و محبت و صمیمیت در قلبش هست..و آسمون نگاهش پر از غم بشریت....! دوستی که توی این مدت خیلی برام زحمت کشیده و من خیلی دوستش دارم.... « نقاش » مرا شبیه خودم مثل یک ستاره بکش! شبیه من که نشد خط بزن دوباره بکش مرا شبیه خودم در میان آتش و دود شبیه چشم و دلم غرق صد شراره بکش و بعد دست بکش بر شراره ام یک شب بسوز و قلب مرا پاره پاره پاره بکش و زخم های دلم را ببین و بعد از آن لباس بر تن این قلب بی قواره بکش بخند!خنده ی تو شعله می زند بر من بخند و شعله ی من را به یک اشاره بکش برای بودن من عشق را نشانه بگیر و خط رد به تن هرچه استخاره بکش ببین ستاره شدم با تو ای بهانه ی من مرا شبیه خودم!مثل یک ستاره بکش! تا بعد.... [ ۱۳۸۵/۰۴/۰۲ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||