|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
« کابوس» یک نفر جیغ میکشد هر شب، روی اعصاب من پیاده شده
شببهشب زنده میشود در من، از خطوطی که باز ساده شده میکشد پنجه روی آینهها، زیر تختم صدای فریادش
باز جن آمدهست و پیکر ترس، ول شده روی چرخ آزادش میرود سمت انحنای دلم، میخزد از درون من بالا
کبدم را به نیش میکشد او، با همان جیغهای سربههوا مثل هرشب برای آخر شب، میرسم تا جنون خونباران
خون مُرده، کثیف و تلخ و سیاه، از دو دست وقیح شب ریزان یک نفر جیغ میکشد هرشب، دستهایش به دور گردن من
توی حلقم پریده لختهی خون، جشن سرخی برای مردن من راه این خانه را بلد شدهاست، هرشب از تخت من بلند شده
مینشیند بهروی سینهی من، پایش اینجا به خانه بند شده زیر این تکههای بیپایان، از سرم میپرد هوای خودم
میشوم مردهای که پیدرپی، میدوم روی ردِّ پای خودم یک نفر جیغ ، وای آی آهای...، یک نفر جیغ میکشد آری
دستهایی که شکل دست من است، بر تنم تیغ میکشد آری « لجبازی »
پاهایم را نبستهام به حیاط خلوت شبهایم مهرخورده عبوس، وبماند اینکه بالم را قیچی کرده...نکرده به جهنم که زنم
لج کرده ام هر روز سیگارم را
پشت دستم خاموش کنم و جای شال گردن طناب ببافم بچرخم آنطور که میچرخی دور خودت
لج کرده ام راه نه بدوم توی خیابان -.روی دست- تمام چاههای دنیا را بگردید
عمیقتر از من نیست... [ ۱۳۸۸/۰۲/۰۱ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||