و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 
 
 
بیرون از گود
تمام دست‌های شهر
سنگین می‌شوند بر گلوی من
و رهگذران مرا نزدیک‌تر از من
تجربه می‌کنند
زیر پاهای له؛
ناچارم از این همه تلخی
که مرا
پیوند می‌زند به قره قوروت چشم‌های وحشی
خیابان‌‌های پایانی
 
چیزی برای گفتن ندارم
تنها قصه ای هستم در میدان شهر....
 
 
 

[ ۱۳۸۹/۰۴/۱۸ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
 
 
 
قلبم دارد می‌ایستد
 
بال‌های پروازم کو؟
 
 
 
 
[ ۱۳۸۹/۰۴/۱۰ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
 
و من پری خيال‌های دور و ديرم
مدت‌ها قبل آغاز شدم از گل سرخ
وحالا دارم
با چوب جادو
آش پشت پا درست می‌كنم برای خودم
 
طبيعتم سرد است
 
[ ۱۳۸۹/۰۴/۱۰ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
 
 
برای تو
[ ۱۳۸۹/۰۴/۰۱ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب