|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
بیرون از گود
تمام دستهای شهر سنگین میشوند بر گلوی من و رهگذران مرا نزدیکتر از من تجربه میکنند زیر پاهای له؛ ناچارم از این همه تلخی که مرا پیوند میزند به قره قوروت چشمهای وحشی خیابانهای پایانی چیزی برای گفتن ندارم تنها قصه ای هستم در میدان شهر.... [ ۱۳۸۹/۰۴/۱۸ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
قلبم دارد میایستد
بالهای پروازم کو؟
[ ۱۳۸۹/۰۴/۱۰ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
و من پری خيالهای دور و ديرم
مدتها قبل آغاز شدم از گل سرخ وحالا دارم
با چوب جادو آش پشت پا درست میكنم برای خودم طبيعتم سرد است
[ ۱۳۸۹/۰۴/۱۰ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
![]() [ ۱۳۸۹/۰۴/۰۱ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||