و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 
 
 
 ...

بی‌گمان
آن‌گاه که تو در دره‌ی دورافتاده
پنجره‌های خانه‌ات را می‌گشایی
و آواز می‌خوانی با چهچهه‌ی قناری‌ها
و  رقص بادبادک‌ها را
تماشا می‌کنی بر فراز آسمان؛
من در پشت دریاها
خزه‌های صخره‌ها را می‌تکانم.

.

بخشی از ایزولده

 

آرام و بی‌صدا خواهم رفت

 

 

[ ۱۳۹۰/۰۹/۲۱ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
 
 
صدای تلفن همراه من که تک می‌زد
به زخم لحظه‌ی خاموشی‌ام نمک می‌زد
ستاره پشت ستاره هجوم یادش بود
که پشت هم به دل ساده‌ام کلک می‌زد
شبیه تندی رگبار و صاعقه، یک‌ریز
به روی گونه‌ی بارانی‌ام شتک می‌زد
چنان سکوت مرا سخت و تلخ می‌بارید
که صبر شرجی دل را به خون محک می‌زد
هوای گریه‌ی من را به چشم شب می‌ریخت
و دل به قصه‌ی پرواز قاصدک می‌زد
صدای هق‌هق من بود و مشت و یک دیوار
که حس ساده‌‌ی من را به سنگِ شک می‌زد
دوباره بحث حضورش کنار من یا...نه!
دوباره تلفن همراه من که تک می‌زد... .
 
 
 
1نه
گوشم به این حرف‌ها بدهکار نیست؛
من قرار نیست
در چنبره‌ی بی‌واژگی‌ها رخت بشویم
 و هیجان‌انگیزترین قهقهه‌ها را
در
چشم‌غره‌ی رودخانه‌ها بیافرینم.
این است که تصمیم دارم
پلک‌های شب را در چشمانم پیوند بزنم
و آفتاب را آویز کنم از گردنم
برای خاطره‌هایم...
 

2نمایش ویژه داریم
زنی
هستی‌اش را آتش زد...
 
 
 
 
 
 
[ ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
 
 
 
 
 
کلیک کنید بر: باورت می‌کنم
 
 
 
[ ۱۳۹۰/۰۹/۰۹ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب