|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
« محاق خون »
شایـد برای ثانیههایم غزل شود، آن قصّهای که نقطهی پـایـان «منم» در آن جـای تــمام پـنجرهها ماه را بـکش، مثـل پــلنگ در پـی آن مـیدوم شبـی مـن اتـفاق تـازهی یـک بـاورم، ولی؛ آتـش گـرفـته هر ورقـم از دروغِ عمـر میترسم از خیانتِ چشمانِ وحشیات،گر زخم بر دلم بکشد حرفهات بـاز تبعید میشوی تو ز رویای هرشبم، در یک جزیره، آتش و درد وغم و هـراس من رخبهرخ بهروی تو هی پنجه میکشم، تو ضجّه میزنی و تنت غرقِ خون تو تو گریـه میکنی و دلـم درد مـیشود، دندانِ تیـز میکشم از خـشم بر دلت حـالا بـیا بـرای دلم فکـر چاره باش...!، این زخـمیِ پـلنگِ درونِ مرا بـبوس... دیگـر وجود خستـهی من را نزن به میـخ، دیگـر زبـانِ تـلخ به انـدام من نکش
تمام چیزی که برایم مانده٫ نیمعمریست که میتوانم و میخواهم تمامش را بدهم به تو. نمیدانم اطلسیها را برای چهکسی کاشتهای! هر روز که به سمت آفتاب سلام میکنم با بوی خیالی اطلسیهایت قد میکشم و آرزو میکنم کاش پرندهی کوچکی بودم در آسمان آبی تو... . دوستت دارم ای جاودانبهار من...نه دستهایت را میتوانم بسپارم به فراموشی، نه چشمهایت را! در پیش تو آرام میشوم.
[ ۱۳۸۹/۰۳/۲۱ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
زیر پوست من
دستفروش دورهگردیست
که حراجیهای دنیا را
با نام من
تمام میکند هر روز
و تو
خود تو
هرچه بود
هرچه هست...
روی دلم سنگینی میکند
عقربههای متوقفشده
و دوستت دارمهایی که هرشب زمزمه میکنم
برای تو
میترسم
وقتی که میروی
نه دستهایم را ببری
نهگردههای شیرینم را
میترسم
تخفیف بخورد لحظههایم بدون تو
دوستت دارم را تا آخر عمر
برای تو
تو
تو
می گویم
حقیقتیست در عریانی این جمله
...
قول بده
هرجا رفتی و هر وقت
دستکم چشمهایم را با خود ببری
خاطرهوار... .
[ ۱۳۸۹/۰۳/۱۰ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
۱۳۸۹/۳/۴
قصهی دلتنگیهایم را با تولد تو تمام نکردم، سپردمش به شعرهایم که وقتی برایت میخوانم میگویی:مامان! پس قافیههاش کو؟
و من برایت برای بار چندم توضیح میدهم، قافیههایش را دادهام به خوابهای تو... دوستت دارم مرد کوچک!
وقتی تمام ماههایی را که در من اوج میگرفتی، میخزیدم روی زمین و دهن دره میکرد زندگیام؛ دوستت داشتم... اگرچه نمیدانستم این دوست داشتن روز بهروز بزرگتر خواهدشد٫ آنقدر که دیگر تمام من از تو پر شده مرد کوچک! آمدنت را دوست دارم... و تمام احساسی را که تو هر روز میریزی به زندگی ما...
کوچولوی دوستداشتنیام! تولدت مبارک...
![]() ۱۳۸۱/۳/۴ ساعت ۲ بعد از ظهر
[ ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||