|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
سلام!با غزلی اومدم خدمتتون!
خانم!سلام!بنده همان اشتباه بخت... روییده در سیاهی این کوره راه بخت... خانم!منم که تلخ ترین واژه ی شمام من،این کنیزگم شده در "چار راه" بخت بر من حرام هرچه که خوشبخت می کند بر من حلال سردی جانکاه چاه بخت! دستم نگیر زخمی ام از سر نوشت خود آری نشسته بر دل من آه!.. آه بخت! پیشانی ام که پر شده از درد روزگار قلبم پر از سیاهی نقش سیاه بخت! خانم! تمام زندگی ام وقف دیگران! حتی تمام بودن من در تباه بخت!
تا رویایی دیگر....!
[ ۱۳۸۵/۰۵/۲۵ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
سلام!باورم کنید که من واژه ای دوباره ام!برای سر زدن به چشم های من: بهانه لازم نیست..من همیشه منتظرم!
شبهای چشمانت پراز ستاره های زندگی ست و خنده هایت سمفونی عشق! در گریه هایت اما چیز دیگری ست شبیه من! تو کودک تمام آرزو های منی اشتیاق حرکت رسیدن و امید!
و انتظار من!
منتظر می مانم پشت یک پنجره همرنگ وفا! تا شبی از ره دور با نوایی از عشق تو بیایی از راه و برقصی با من!
[ ۱۳۸۵/۰۵/۱۷ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||