و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 

تمام راه‌ها

به ابدیت پیراهن چهارخانه‌ی تو ختم می‌شود

لبخند می‌زنی

و پرنده‌ها را

دعوت می‌کنی به میهمانی چشم‌هایت؛

کسی نمی‌تواند نفس‌های من را بشمارد

وقتی در آغوش پرنده‌ها

اوج می‌گیرم

همین یک تکه از زمین

برای من کافی‌ست

همین‌جا که تو لبخند می‌زنی...!

توی چشم‌های من

چهارخانه‌ی پیراهنت آواز می‌خواند...



[ ۱۳۹۲/۰۴/۱۳ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]


خنده آغاز شد...چشم‌هات بود که قهقهه می‌زد و آفتاب می‌بارید

تو آمدی

مهربانی، عشق، نفس، زندگی

اسم‌های دیگر توست...

زهره‌ی نازنینم تولدت مبارک...












وبلاگ زهره احمدی

کلیک کنید


[ ۱۳۹۲/۰۴/۰۶ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب