و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 
 
 
  
 
 نگاهی به مجموعه‌ی شعر" دیگر هم‌بازی ات نمی‌شوم" اثر پژمان الماسی‌نیا
 

دو چشم میشی درشت قشنگ
 
     
 
       مجموعه‌ی شعر " دیگر هم‌بازی‌ات نمی‌شوم" از شاعر جوان، پژمان الماسی‌نیا ، «تو»نامه‌ای‌ست گشوده در شعرهایی کوتاه و جمله‌ای.۶۰صفحه شعر کوتاه که توسط انتشارات گلدسته‌ی اصفهان در سال ۸۶ منتشر شده‌است و اولین اثر این شاعر جوان می‌باشد که اخیرا دومین اثر ایشان به نام "عاشقانه‌های برف به اسم کوچک" نیز چاپ و نشر گردیده‌است.
       در این مجموعه - دیگر هم‌بازی‌ات نمی‌شوم - تصاویر ملموس جاری در هر شعر موجب همذات‌پنداری مخاطب می‌گردد و آشنایی با لحظه‌های موجود در اشعار نشانگر وجود زندگی عینی در تک تک شعرهای انتزاعی الماسی‌نیا است.
       نداشتن نام در اشعار یکی از ویژگی‌های تداوم اشعار، مانند زندگی‌ست.همان‌گونه که لحظه‌های ما بی‌اسم‌اند .
       ایجاز در شعرها خوب مراعات شده و همین امرباعث در ذهن نشستن اشعار می‌شود آنقدر که حتی با خوانش اول در ذهن جای می‌گیرد و لذتی را که از خواندن شعر باید به انسان بدهد فراهم می‌آورد.
 
 
گم می‌شوم
در گرگ و میش چشمهایت
 

پاییز ۸۴
 
 
       جوشش در بطن بیشتر اشعار این مجموعه نمود دارد و همگونی سطرها و فضاها را ایجاد کرده‌است.مضمون‌پردازی در اشعار محدودیت ندارد و واژگان‌ ِ به روز رابطه‌های خوب و منطقی در ذهن مخاطب می‌سازد و به علت رعایت اصل ایجاز و پرهیز از اطاله  و اطناب ساختاری قوی ساخته شده که در دل می‌نشیند.
عاشقانه‌هایی که در چارچوب لحظه‌های واقعی زندگیست.
 
 
...حالا سالهاست
پشت دیوار اتاق‌ات چشم گذاشته‌ام
تافقط یک‌بار دیگر صدابزنی:
                                    بیا...
 
بهار ۸۵
 
 
       با آنکه ارکان جمله‌ها در بیشتر اشعار در جای خود پیاده شده اما بستر شعری زیبایی را فراهم کرده‌است که خاص این‌گونه شعرهای الماسی نیا شده.تغییرات ظاهری و ساختارشکنی های رکنی در کارها کمتر دیده می‌شود و عناصر دیگر شعری در آنها جلوه نمایی می‌کند.مثل استفاده از جملات معترضه که به جا بوده و زیبایی معنایی خاصی را به آنها بخشیده‌است.
 
 
از میان تمام
بازی های کودکانه‌مان
تنها
"یادم تورا فراموش"
را
خوب بلد بودی
 
 
بهار ۸۶
 
       کلیدهای موجود در شعرها راهنمای تصویری خوبی هستند که تا حدود زیادی موفق به  نشان دادن احساسات شاعر بوده‌اند.عنصر زمان در شعرهای الماسی‌نیا فقط در حال و گذشته و آینده خلاصه می‌شود و زمانی مشخص را به مخاطب ارائه نمی‌دهد که البته مورد مثبتی در اشعار است.تنهایی در تک تک شعرها وجود دارد و تلخی این تنهایی به مخاطب هم منتقل می‌شود.
 
 
من وتلفن
هردو خاموشیم
 
روزهاست کسی
صدایی از ما
نشنیده است.
 
زمستان ۸۵
 

        در این مجموعه ساختاری ایجاد شده که در سرتاسر آن حفظ شده و شاعر با این نوع ساختار در حال زندگی کردن است.ریتم و فضاها ابهام آلود نیستند و ظرافت موجود در آنها توانسته به درون مخاطب به راحتی منتقل بشود.واژه ها همه در خدمتِ رساندنِ احساس ِ شاعر است و کاری به احساسات پس و پیش شعر ندارد.
       یکی از زیبایی‌های مجموعه نداشتن پیچیدگی فضا و زبان است و مخاطب به زیباترین شکل به شهود می‌رسد و ذهن خود را خسته نمی‌بیند.اتلاف انرژی در درک مفاهیم صورت نگرفته و درک راحت فضاها به مخاطب این امکان را می‌دهد که بتواند تصاویر را به راحتی در ذهن بسازد.
        حائز اهمیت است که گاه سادگی بیش از اندازه ممکن است به علت سهل الوصول کردن شعر برای برخی از مخاطبان خوشایند نباشد.برخی از شعرهای این دفترسکوتی را در کل آن اثر ایجاد می کند.اما من معتقدم که گذار احساس ِ شاعر به مخاطب ،در این مجموعه موفق بوده و قابل تحسین است.شاعر در این مجموعه به دنبال "تو" است و در مقابل‌ ِحس ِنبودنِ بخش بزرگی از خواسته‌اش قرار گرفته و در اکثر دیدگاه‌ها آن را بیان نموده...
        نگاه شاعر به آرایه‌های شعری نگاه کلیشه ای نیست و اصلا در بند آرایه‌ها خودش را اسیر نکرده و مفاهیم را با همان احساسی که به صورت جوششی در درونش ایجاد شده آورده است.رگه هایی از درد، غم، تنهایی ، تلخی، آرزو، زیبایی بصری و عاطفه‌های این‌چنینی در این مجموعه دیده می‌شود.
        ایجاز آنقدر در این‌مجموعه نمود دارد که حتی به تصاویر آن کشیده شده و مقطعی از تصاویر کل را به نمایش می‌گذارد که شبیه قاب عکسی دیده می شود که زمان در آن ایستاده‌است و حرکت در آن دیده نمی‌شود.
 

برف می‌بارد
و
انتظار تورا
دفن میکند...
 
 
پاییز ۸۳
 
        به انتهای این مجموعه که نزدیک می‌شویم چند شعر بلندتر از شعرهای اولی و میانی دیده می‌شوند که باز هم فضای خوبی دارند و همان احساسات شاعر در این قسمت‌ها نیز دیده می‌شود.آنچه که از الماسی‌نیا انتظار داریم خروج از فضاهای احساسی مطلق است تا اندیشه را در آن‌ها بالا ببرد و مخاطب را به هیجانات اجتماعی وارد کند.
       اگرچه فکر می کنم برخی از اشعار این مجموعه می‌توانست از قالب جمله‌ای و کوتاه خارج شده و به فضای بلندتری برسد اما در همین حد هم به عنوان اولین حرکت‌های یک شاعر جوان ، خوب بوده و ماندگاری موفقی دارد.الماسی‌نیا می‌تواند باز هم جلوتر برود و آثار ماندگار و قابل توجهی را بیافریند.
    
 
   شیوا فرازمند
 
 
پی نوشت:
کلیک کنید بر....پژمان الماسی‌نیا.....
 
 
[ ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب