|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
سلام... تاخير و باز هم تاخير... براي بار چندم، تصميم گرفتم ديگر ننويسم..اما باز آمدم.نيرويي كه من را به سمت اينجا مي كشد مطمئنا قوي تر از آن چيزي ست كه مي پنداشتم.آمدم با دردي كه تمام قلبم را لبريز غم كرده و جامي زهر كه بايد تا آخر سر بكشم. و سپيدي كه معني آن ما هستيم و غزلي كه خودم هستم:
1 براي بار چندم تكرار مي شوم در بيكرانگي مسموم وبا چاقوي زهر آلود هرزه تكه تكه ميشوم وپاي درختي كه ميوه هايش‹ من› است دفن مي شوم براي بار چندم جيغ مي كشند مرا تا بار بعدي سياه مي شوندو سپيد مي شوم سياه مي شوم و سپيد مي شوند تكرار مي شويم در بيكرانگي مسموم چاقو كرم مي شود...بغض مي شوم در حنجره ي زمين لانه مي شوم براي بار چندم.... ...... و.... درخت آبستن من است!!!
2 مرا براي شكستن به خود رها نكنيد براي زنده ي من مرثيه به پا نكنيد من آن ترنم اندوه و زاده ي دردم جنين تازه ي دل را زمن جدا نكنيد پرنده ها همه جا آشيانه مي سازند به اين پرنده ي روحم شما جفا نكنيد اگربراي شب خودستاره مي خواهيد دو چشم بي رمقم را خطا فدا نكنيد شما كه دل به اميد بهار نسپرديد مرا براي تغزل دگر صدا نكنيد
[ ۱۳۸۶/۰۳/۰۵ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||