|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
يادم نمي آيد روي كدام برج زاده شدم... روي برج دست هاي تو يا روي ستاره اي كه در قلبت بود.....يا درون گدازه هاي نگاهت كه هر بار كه نگاهم مي كني ذوب مي شوم و بعد چونان ققنوسي از خاكسترم بر مي خيزم و هر بار دور تسلسلي كه با عشق تو معنا مي گيرد... يادم نمي آيد تو خنديدي مرا يا من گريستم تو را..يا ...؟ لرزش سيم سه تاري كه آرام بر گوشه ي سينه ام متولد شد و بعد آرام روي گونه ام لغزيد وقتي به من گفتي :«...................»
يقين دارم..برجي كه در آن زاده شدم با عطر احساس تو آميخته، و قدكشيده ...اوج گرفته... سپاسگزارم كه اجازه دادي عاشقت باشم..... [ ۱۳۸۷/۰۵/۱۷ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||