سلام..!
سلامی دوباره پر از شوق زندگی..
آخه بهار داره می یاد ...من مدتهاست که فهمیده ام انرژی خورشید حتی از آب و غذا برام واجب تره...آره من با خورشید زنده ام..گاهی فکر می کنم کاش توی یه جای خیلی گرم ساکن بودم..مثلا اهواز یا بوشهر یا...خلاصه یه جایی که زمستون یخ نداشته باشه..اگرچه سرما هم لازمه.زمستون هم لازمه اما من توی فصل پاییز و به خصوص توی فصل زمستون خیلی خیلی راکد و ساکن می شم..
اصلا دست و دلم به کار نمی یاد...خلاصه می رم به خواب زمستونی(بد دردیه)چون عملا از کار و زندگی می مونم و بازده کاریم خیلی پایین می یاد!خودم که خیلی ناراحت می شم وای به حال اطرافیانم که چه عذابی می کشن از دست من و کار هام!
حالا داره بهار می یاد و من دوباره پر از شوق زندگی هستم...پر از هیجان...و پر از عشق و خاطره..برای شما هم در این سال جدید روزهای خوب و خوشی روآرزومندم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید..پست قبلی کماکان پابرجاست!
آدرس بدید کتاب می فرستم...فقط شاید کمی دیر بشه که اون هم به خاطر تعطیلات عیدخواهد بود تا دیدار در سال ۸۶ شما رو به خدا می سپارم..بهتون سر خواهم زد !