و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 
 
 
« گذر »
 
چشم‌هات دودو می‌زند
و ستاره آویزان می‌شود از باریکه‌ی لبهات؛
عروسک شکسته
در لالایی کودکانه‌ی دستهات
بزرگ می‌شود
در جنگ  توبا تو
ورد زبان کوچه‌ها می‌شوی
ومرکز ثقل تمام پل‌هایی
که از خاطره‌های کودکی‌ت می‌گذرند...
با رژه‌ی عنکبوت‌ها
تنیده می‌شوی در تار سیاه
و آوازی نخراشیده از گلوی صدسالگی‌ت
می روید...
 
 
« خوراکی »
 
بوی قانون
تلخ می‌پیچد
دور حنجره‌ی زن
فردا
برای روزنامه‌ها
تغذیه‌ای عالی
متولد می‌شود...
رشد می‌کند
در هراس باورهای ادویه‌دار
کوچه
آغوش باز می‌کند
می‌بلعد
غذای هر روزه‌اش را...
 
 
[ ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب