و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 
 
 
 
امشب از خالیِ تو لبریزم، حال این مُرده را خبر داری؟
باز هم بی‌قراری‌ات را شب، بر کدامین حضور می‌باری؟
 
گفته بودم: همیشه در منِ من، عشق تو تا همیشه پابرجاست.
گفته بودی که حس آبی من    تا همیشه درونِ تو جاری!
گفته بودم: پُرم از این وحشت که بیاید شبی مرا ببرد
گفته بودی: نترس کوچک من!می‌کشم مرگ را به بیزاری.
 ...   
 بی‌حضور تو مرگ می‌اید، امشب از کوچه‌های بی‌پایان
تو ولی نیستی کنارم باز، گرچه در شهر خویش بیداری
راهت آری از این دلم کج شد، پشت درهای بسته‌ات ماندم
زندگی بستر سیاهی شد، ای که بر باد / عشق می‌کاری
 
روزگارت...؟
[ ۱۳۸۹/۰۸/۲۲ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب