دیروز هرچه داشتم پای چنار پیر دفن کردم تا دربهاری دیگر از اعجاز گرم تو ناگزیر شوم به روئیدن و هاشور بزنم بر کمرکش کوه تا بنفشه بروید از غوغای بهاریات؛ دیروز نام تو را نبض میزد تنم و من جز تو به هیچ اعتیادی نمیاندیشیدم. و امروز نام تو را در گوش شهر فریاد میزنم و میپرسم لحن شیرین عاشقانههای من کو؟