و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 
 
نکند از همه‌ی پنجره‌ها دور شوی!؟
نکند گریه کنی، گریه کنی؛ کور شوی؟

نکند آخر این قصه به بن‌بست رسد؟
و تو با حادثه‌ها دوست شوی؛ جور شوی!؟

بزنی مشت به فانوس تماشات شبی
مانع آمدن قافیه‌ی نور شوی!؟

نکند بندگی عشق فراموش کنی؟
نکند با کلک شعبده مسحور شوی؟!

نکند پا نکشی از شب ناکامی‌ها؟
و به چشمان شب غم‌زده مشهور شوی؟

تو پر از قاصدک و پنجره و آوازی
باید آکنده از احساس و شر و شور شوی!
 
شیوا فرازمند
 
[ ۱۳۹۲/۰۲/۰۲ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب