|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
گاهی دلتنگی بدجور پدر دل آدم را در میآورد؛ هر کاریش میکنی دست از سر آدم بر نمیدارد. گاهی جوری میآید که جز هوای رفتن، چیز دیگری ندارد! به چراییاش فکر میکنم اما نتیجهای نمیگیرم... . گاهی هوای حذف این وبلاگ و نوشتههایم به سرم میزند؛ گاهی مینشینم و تمام عکسهایم را حذف میکنم.گاهی تمام خصوصیهایم را از کامپیوتر و نیز زندگیام حذف میکنم؛ گاهی شمارههای توی گوشیام را حذف میکنم؛ انگار با حذف تمام اینچیزها دلبستگیهایم میروند...اما زهی خیال باطل! همهی احساسم و دلبستگیهایم همراه با دلتنگی شدید (؟) میمانند....درست مثل همان لحظهی اول که دلتنگیهایم شروع میشوند. و در این میان، عشق است که خودنمایی میکند... و دلتنگی لعنتی دست از سرم بر نمیدارد! در این مدت عمرم دوستان خوبی داشتهام که به وجود تکتکشان افتخار میکنم. در این مدت (از کودکی تا حالا) تنها سه بار از دوستی پشیمان شدم و به نظرم برای آدمی مثل من که عادت به محبت و دوست شدن دارد عدد بالایی نیست. عشق به انسانها، به طبیعت، به تمام موجودات، به تمام ساختهها و آفریدهها جزئی از وجود من است.حتی اگر دلتنگ باشم...حتی اگر هوای رفتن به سرم بزند...حتی اگر... .
[ ۱۳۹۲/۰۶/۲۴ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||