|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
وقتی اینهمه ذوق و مهربانی از طرف یک دوست میرسد آدم نمیداند چه بکند و چه بگوید... هستی از مدتها پیش شرمندهام کرده بود... دوست دارم این مهربانی را...ممنونم هستی عزیزم! چشم تو یک غزل طراوت داشت، مثنوی گنگ میشود ولی شیواست شـــــــــــاعر لایقی نخواهم شد، حال و روز سکـــــــــوت تو پیداست دستهــــــــایت طنین آرامش، ذهن شعرم هنوز درگیر است شب که الهام میشود یادت، خواب و رویام غرق تعبیر است لحن تو شعرهای شیوا داشت، قطرهخندی ز چشمههای سکوت سیبهاشان مــــــــرا نمیفهمند، دل من تنــــــگ لحظههای سقوط تــــو بخندی ترانه میبارد، روی چتری که بستیاش بـــا دست تو بخندی بهانه میچینم، در بساطی که عاشقی جور است روســــــری بنفش میپوشاند، سقف رویـــــای آسمانم را روشنیبخش هستیَم میشد، یک ستاره به کهکشانم را .... ظهر 18 مرداد 1392 [ ۱۳۹۲/۰۹/۰۹ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||