و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 

«غريبه»

عمری‌ست با ترانه‌ی باران غريبه‌ام
در حجم خيس خاطره‌هاتان غريبه‌ام

با جرم عشق بر دل من زخم می‌زنيد
گفتيد چون كه با تب انسان غريبه‌ام

دلتنگم از سكوت پريشان روزگار
من با هجوم سرد زمستان غريبه‌ام

ديگر سكوت می‌كنم و باورم شده‌ست
حتی ميان دشت و بيابان غريبه‌ام

در گرگ و ميش چشم شما تلخ می‌شوم
عمری‌ست چون ميان شمايان غريبه‌ام

-شیوا فرازمند-




«دردی غريب»

باور نمی‌كنم كه مرا جا گذاشتی
اين‌جا مرا به حال خودم وا گذاشتی

در وحشت هميشه‌ی اين كوچه‌ها مرا
باور نمی‌كنم كه تو تنها گذاشتی

دردی غريب بر تن من شعله می‌زند
آری مرا در آتش غم‌ها گذاشتی

يعنی به غير رفتن تو چاره‌ای نبود؟
رفتی و باز روی دلم پا گذاشتی

امشب به پلك پنجره‌ها نور می‌شوم
با حس روشني كه در اين‌جا گذاشتی

باور نمی‌كنم كه تو رفتی و بی‌خيال
اين‌جا مرا به حال خودم وا گذاشتی

-شیوا فرازمند-


پی‌نوشت:

گفت:« اگه یه بار دیگه ببینم رفتی توی فکر وغمگین شدی ، دیگه نه اسممو بیار و نه بهم زنگ بزن و نه به دیدنم بیا ونه...»

گفتم:« یعنی زنگ نزنم؟ یعنی نیام؟ یعنی حرف نزنم باهات دیگه؟ یعنی دیگه هرگز تماس نگیرم؟»

گفت:« حالا من یه چیز گفتم تو باید به حرفم زود گوش بدی؟»

گفتم:« تکلیفمو روشن کن! برم توی فکر یا نرم بالاخره؟»

گفت:« اصلا یادم نبود آخر هفته قراره توی المپیاد "فکر کردن" شرکت کنی...نه خب...دیگه راحت باش...فکر کن؛ فکر کن تا توی المپیاد مقام بیاری!»



[ ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب