و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 
سلام!

ممنونم به خاطر اظهار همدردی همه ی شما دوستان عزیزم!

و باز هم غزلی رو تقدیم می کنم.....

« انتحار»

مرد روي چار پايه ايستاده مانده بود

خاطرات تلخ را به پيش رو نشانده بود

 

روي يك ورق نوشته بود« زندگي نبود

آن سراب كه مرا به سوي غم كشانده بود»

 

اشتباه كرده بود در مسير زندگي

نقش هاي چاه بين راه را نخوانده بود

 

و همين مسير اشتباه مرد را شبي

با ستاره اش به انتهاي خط رسانده بود

 

خسته بوداز سياهي نشسته بر دلش

درد مرد را به سوي چارپايه رانده بود

 ـ ـ ـ

حال آخرين نگاه سست مرد سمت شهر!

دار قطره قطره مرگ در رگش چكانده بود

 

تا بعد...!

 

 

[ ۱۳۸۴/۱۲/۰۹ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب