|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
سلام!
ممنونم به خاطر اظهار همدردی همه ی شما دوستان عزیزم! و باز هم غزلی رو تقدیم می کنم..... « انتحار» مرد روي چار پايه ايستاده مانده بود خاطرات تلخ را به پيش رو نشانده بود
روي يك ورق نوشته بود« زندگي نبود آن سراب كه مرا به سوي غم كشانده بود»
اشتباه كرده بود در مسير زندگي نقش هاي چاه بين راه را نخوانده بود
و همين مسير اشتباه مرد را شبي با ستاره اش به انتهاي خط رسانده بود
خسته بوداز سياهي نشسته بر دلش درد مرد را به سوي چارپايه رانده بود ـ ـ ـ حال آخرين نگاه سست مرد سمت شهر! دار قطره قطره مرگ در رگش چكانده بود
تا بعد...!
[ ۱۳۸۴/۱۲/۰۹ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||