|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
« دردي غريب » باور نمي كنم كه مراجا گذاشتي اين جا مرا به حال خودم وا گذاشتي در وحشت هميشه ي اين كوچه ها مرا باور نمي كنم كه تو تنها گذاشتي دردي غريب بر تن من شعله مي زند آري مرا در آتش غم ها گذاشتي يعني به غير رفتن تو چاره اي نبود؟ رفتي و باز روي دلم پا گذاشتي امشب به پلك پنجره ها نور مي شوم با حس روشني كه در اين جا گذاشتي باور نمي كنم كه تو رفتي و بي خيال اين جا مرا به حال خودم وا گذاشتي
«هميشه ي تنها» شبيه شعر و غزل ها شبيه دريايي شبيه قلب مني وهميشه تنهايي شكفته زخم شكستن به قلب تو اما عزيز من تو به اين دردها شكيبايي براي حس رسيدن به آبي فردا در اين حوالي اندوه پر ز معنايي مرا براي دل من به قصه ها نسپار تو خود كه قصه ي نوري شبيه رويايي صداي ساكت چشمت دليل رفتن نيست تو با دو چشم پر از آه من هم آوايي دوباره با دل يخ بسته مي پرم سويت تو مثل خنده ي خورشيد گرم وگيرايي تويي تو رويش گل هاي زندگي در من قصيده اي به بلنداي عشق فردايي تو مثل باغ بهاري پر از ترانه و نور شبيه شعر و غزل ها شبيه دريايي
« چشم تو » ريشه مي زنم به نور با صداي چشم تو سبز مي شوم شبي در هواي چشم تو امتداد مي كشم سمت آبي خدا مي رسم به آفتاب پا به پاي چشم تو جرعه جرعه مي شوم در پياله ي دلت ذره ذره مي شوم آشناي چشم تو توسخاوت بهار شاعر اميدو مهر رقص مي كند كلام با نواي چشم تو بيت بيت لحظه ها با تو زنده مي شود جان تازه مي دهدآيه هاي چشم تو اي نجابت سپيد سبز و تازه مي شوم مي رسم به اوج عشق بادعاي چشم تو
[ ۱۳۸۷/۰۶/۱۲ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||