و بعد فرو می‌افتم در مسیر یک چشمه
"دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست" 
 
---------برای تو که آسمان  را پیشکشم کردی....با آن‌که می‌دانستی بالهایم شکسته------------
 
 
 
« رو در رو »       
 
قدّم را بلند می‌کنم
می‌کشم خودم را بالا
روی پنجه‌هایم به تو برسم؛
چشمانت اندیشه‌ی هزارسال، باکرگی‌ام را
پشت آلاچیق مستی‌هامان
بارور می‌کند
آغاز می‌شویم در فوران تکرارهای بی‌هویت
- سریع-
که نه وقت،حرمتمان نگهداشته
نه اعتبار مکان،در بیکرانگی‌هامان شریک شده
 
 تو پشت به من
در انتظار تماس‌های مکرر تاریخ
در پیچ و خم آینه‌هایی که بسته‌ای به زن‌های روحم
دنبال هویتی می‌گردی گم شده در من ...
 
راز کدام قبیله
در پهنای صورتم رویید؟
که تو آفتاب را
پشت کوه‌هایی دیدی که من نیستم ...
 
می‌کشم خودم را بالا
رخ به رخ
برای خنده‌ات سبز می‌شوم
و در دلم
زمزمه می‌کنم
تو اولین و آخرینی
من ...
 
[ ۱۳۸۸/۰۹/۲۹ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شیـــوا فرازمنـــد

کتاب‌های منتشر شده:
1 وقتی تو هستی، من آسمانم
(انتشارات قو / تهران / 1385)
2 روادید رویا و روسری بنفش
(نشر فرهنگ ایلیا / رشت / 1391)

              •••

روزها را می‌شمارم
شاخه به شاخه؛
حوالی همین آفتاب
خواهی‌آمد
بال‌هایم را بوسیده
من را به آسمان
آسمان را به بهشت
بهشت را به چشم‌هایت پیوند خواهی‌زد...


************************
خدایا

گفتی که مرا عذاب خواهی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود؟
آن‌جا که تویی عذاب نبوَد آن‌جا  
وآن‌جا که تو نیستی، کجا خواهد بود؟

ابوسعید ابوالخیر

************************
آرشيو مطالب
امکانات وب