|
و بعد فرو میافتم در مسیر یک چشمه "دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست"
| ||
|
---------برای تو که آسمان را پیشکشم کردی....با آنکه میدانستی بالهایم شکسته------------
« رو در رو »
قدّم را بلند میکنم
میکشم خودم را بالا روی پنجههایم به تو برسم؛ چشمانت اندیشهی هزارسال، باکرگیام را پشت آلاچیق مستیهامان بارور میکند آغاز میشویم در فوران تکرارهای بیهویت - سریع- که نه وقت،حرمتمان نگهداشته نه اعتبار مکان،در بیکرانگیهامان شریک شده تو پشت به من در انتظار تماسهای مکرر تاریخ در پیچ و خم آینههایی که بستهای به زنهای روحم دنبال هویتی میگردی گم شده در من ... راز کدام قبیله
در پهنای صورتم رویید؟ که تو آفتاب را پشت کوههایی دیدی که من نیستم ... میکشم خودم را بالا
رخ به رخ برای خندهات سبز میشوم و در دلم زمزمه میکنم تو اولین و آخرینی من ... [ ۱۳۸۸/۰۹/۲۹ ] [ ] [ شیـــوا فرازمنـــد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] /div> | ||